طول مطالعه: 4 دقیقه

تعداد زیاد دفاتر و مدیریتهای فراوانِ آن کوهی از اطلاعات را تولید میکرد که هدف، کاربرد یا معنای مشخصی نداشت. فعالیت پوتین و همکارانش عمدتاً به جمعآوری تکههای مطبوعات تنزل یافت و در مقابل به افزایشِ کوهی از اطلاعاتِ بیارزشی که از سوی کی. کار آنها جمعآوری اطلاعات درباره «دشمن» بود که منظور از دشمن همان غرب یعنی آلمان غربی و بهویژه پایگاههای نظامی ایالاتمتحده در غربِ آلمان بود؛ پایگاههایی که از درسدن قابلدسترستر از لنینگراد بود. طی جنگ جهانی دوم، پوتینِ پدر در زمره نیروهایی بود که برای ( پلیس مخفیِ شورویِ آن زمان) کار میکرد.

حذف کنکور فنی حرفه ای ۱۴۰۱ نظارهی این تغییرات از راه دور - که وی البته در محاصره سایر مأموران مخفی پلیس بود - باعث شد که پوتین به احساس خشمی ناامیدانه و دست از همهجا کوتاه دچار شود. خانم پوتین هم با گفتن اینکه در اولین نگاه «عشق» پیدا شد واقعاً رکورد زد، در اولین نگاه پوتین جامهای فقیرانه بر تن داشت و چندان جذاب نبود. دو سال بعد، وی تمام مخالفان و معارضان دولت شوروی را از زندان آزاد کرد و بهتدریج کنترل خود بر کشورهایِ بلوک شوروی را از دست داد.

پوتین ادعا میکرد که هیچ نقشی در فعالیت علیهِ مخالفان نداشته است اما در مصاحبههای خود نشان داده که آشناییِ کاملی با روشهای سازماندهی علیه مخالفان دارد، احتمالاً به این دلیل که وی عضوی از گروهی بود که علیه مخالفان به نبرد برمیخاست. اینکه آنها این هدیه گرانقیمت را به پسر دادند و پسر هم آن را قبول کرد نشان از روابط بسیار عاشقانه و دوستداشتنی پوتینها با فرزندشان و شاید ثروتِ بادآوردهشان دارد.

وی این را به «سرگئی رولدوگین» - سِلو نواز - میگوید که بهمحض دیدارشان، این دو نفر تبدیل به بهترین دوستان برای هم شدند. جی. بی را هم دیده است میگوید پوتین همیشه بسیار باهوش و کنجکاو بود. جی. بی» دارد اما منش شخصی او ریشه در اندرونیِ خانه سن پیترزبورگ دارد، جایی که او شوخطبعی و ظرافتهای اجتماعیِ یک تبهکارِ خیابانی را میآموخت. جی. بی» پوتین به دانشگاه رفت و این را بهعنوان راز پیشِ خود نگهداشته است.

آیفون 14 پرو مکس

روشن نیست که آیا پوتینِ پدر پیش از جنگ برای پلیس مخفی کار میکرد یا پس از جنگ برای کار میکرد و به این کار هم ادامه داد. این محتمل است که پوتینِ پدر همچنان بخشی از بهاصطلاح نیروی ذخیرهی فعال باقی ماند - گروهی بسیار بزرگ از مأموران مخفیِ پلیس که مشاغل منظمی داشتند درعینحالی که هم به اطلاعات میدادند و هم از آن حقوق دریافت میکردند.

افسانهی تبهکاریِ پوتین همانگونه که باعث صعود او از نردبان قدرت شد به همان سرعت هم میتواند به نابودی او بینجامد. او گام اول در افزایش محبوبیت خود را در سال 1999 برداشت یعنی زمانی که متعهد شد تروریستهای چچنی را شکار کند. در سالهای بعد، پوتین هر آنچه در توان داشت انجام داد تا زندگی موردعلاقهای را که مدنظر داشت بار دیگر تشکیل دهد: دنیایِ بستهی اتحاد شوروی و مهمتر از آن کی. هر آن چیزی که وی برای آن تقلا کرده بود اکنون در چنبره تردید و نیستی قرارگرفته بود، هر آنچه وی بدانها اعتقاد یافته بود در معرض سخره و نیستی قرارگرفته بود.

رولدوگین که با گروه ارکستر خود به خارج سفر کرده و مربیانِ کِی. «لودمیلا» برای آغازِ زندگی با پوتینِ جوان در دو اتاقی که با والدینش شریک بود به لنینگراد رفت. تو که هستی؟ چهکاری میتوانی انجام دهی؟ او خواستهها و آرزوهایی که از غرب داشت را به چندین نفر گفت». این توهینی بود که مردِ جوانِ چابک را برانگیخت بهگونهای که پوتین باید با توهینکنندهی آن به مبارزه برمیخاست تا خشمش فروکش کند. پوتین درحالیکه توضیحی دراینباره نداد و آن را «هیچ» توصیف کرد به زندگینامه نویسِ خود گفت:« این بههرحال اتفاق افتاد.

هنوز این غربِ آلمان بود - که برای فردی مثل پوتین بسیار نزدیک اما درعینحال بسیار دور از دسترس بود (برخی دیگر از شهروندان شوروی که به آلمان رفته بودند حق داشتند به برلین غربی بروند) - که مردم آن چیزهایی داشتند که برای پوتین بسیار ارزش داشت و وی مشتاق آن بود. هر چهار تای آنها باید به اتاقهای کوچکتری بازمیگشتند که از خانه قدیمیتر پوتین هم کوچکتر بود. ​​​.

این روایت همسرِ پوتین از دیدار با مردی است که قرار بود رئیسجمهور آینده شود:« یک روز عصر در آپارتمان ولادیمیرِ جوان نشسته بودیم که او گفت: "دوستِ کوچولو،الآن میفهمی که من مثل چی هستم. من اساساً یک آدم راحتی نیستم". یک ماه بعد، دیوار برلین فروریخت اما تظاهرات در آلمان شرقی تا زمان اولین انتخابات آزاد در ماه مارس ادامه یافت. وقتی از وقوع یک فاجعه غیرمنتظره ممانعت کرد فهمید که پسازآن به کاری در آلمان گمارده خواهد شد اما از اینکه مقصد او «درسدن» تعیین شد بسیار ناامید شد.

قرعه کشی ایران خودرو 3 ماهه
در 7 اکتبر 1989 - سی و هفتمین سالروز تولد ولادیمیر پوتین - آلمان شرقی چهلمین سالروز خود را جشن گرفت و اعتراضها در برلین آغاز شد. در اوایل دهه 70 داشتن ماشین در شوروی امری نادر بود. درست زمانی که خانواده پوتین، شوروی را ترک کرد این کشور تغییرات اساسی و سرنوشت سازی را از سر گذراند. و بعد خود را اینگونه توصیف کرد: وِرّاج نیستم، میتوانم خیلی تندوتیز باشم، میتوانم احساسات را جریحهدار سازم و از اینجور چیزها، آدم درستوحسابی هم نیستم که زندگیات را با او بگذرانی.

آخرین بروزرسانی در: